همزمانشدگی
-
تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 13:05
در آخرین ماهِ سیوششسالگی، بالأخره با زندگی سینکرون شدهام! به زبانِ فرهنگستانیها، با زندگی «همزمان شدهام»؛ همان «ایجادشدنِ زمانبندیِ مشترک میانِ فرستنده و گیرنده»! مثل دو تا دونده که همیشه یکیشان، که من باشم، از آن یکی، که زندگی باشد، عقبتر بود و بالأخره، جایی قبل از خطِ اتمام، این یکی به ...
-
تاریخ: 1402/11/5 ساعت: 13:31
در شهریورِ سالِ هزار و سیصد و نود و هشت، برای اعتراض به سیاستهای مدیریتیِ نادرست، غیرعلمی و فرمایشی در دانشگاه، فسادِ اخلاقی و اداریِ سیستماتیک، و نیز دوربودنِ ساختارِ پژوهشی و آموزشی از تعریفهای استاندارد، پس از سه سال از هیئت علمیِ دانشگاه شهیدبهشتی استعفا دادم و چندماهِ بعد برای ازسرگیریِ کارِ عل...
به نام خدای رنگینکمان!
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 3:12
«به نام خدای رنگینکمان. این قایق را من درست کردهام برای جشنوارهٔ جابر اِبنِ حیان، و میخوام همین الان برای اولین بار امتحانش کنم و ببینم کار میکنه یا نه ...[به سمت تشت آب حمام میرود و قایقی را که ساخته در آب میاندازد] ... بسماللهالرحمنالرحیم. و ما نتیجه میگیریم که این کار میکنه. آزمایش ما با موفقیت ا...
ماهیِ مُرده
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 3:12
xadxadxadبازی فوتبال ایران و انگلیس آغاز میشود. همزمان با پخش بازی، فیلمهایی از شادی مردم در ایران بعد از گلهای انگلیس به ایران پخش سراسری میu200eشود، چون خیلیهاشان هنوز نمیدانند که بازیکنانِ «تیم ملیِ جمهوری اسلامی» سرود ملیِ جمهوری اسلامی را نخواندهاند. چرا؟ چون تلویزیونِ جمهوری اسلامی آن را سانسو...
طعمِ پیروزی
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 3:12
هر آدمی تعریفی از پیروزی دارد. روزی که ایران را به قصدِ «برای همیشه» ترک کردم، ناامید از پیروزی بودم، چراکه تعریفِ من از پیروزی «رسیدنِ ایرانیان به جسارتِ پرسشگری، مطالبۀ حقوقِ طبیعی، و سدِ راهِ ظلم و دیکتاتوریِ وقیحان شدن» بود و آن همه «سکوت»ِ جماعتِ اطرافم در محل کار و خیابان و ادارهجات و مغازهها ...
همزمانشدگی
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 19:45
در آخرین ماهِ سیوششسالگی، بالأخره با زندگی سینکرون شدهام! به زبانِ فرهنگستانیها، با زندگی «همزمان شدهام»؛ همان «ایجادشدنِ زمانبندیِ مشترک میانِ فرستنده و گیرنده»! مثل دو تا دونده که همیشه یکیشان، که من باشم، از آن یکی، که زندگی باشد، عقبتر بود و بالأخره، جایی قبل از خطِ پایان، این یکی به آن یکی رسید...
در ستایشِ بِهِنگامی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
اینکه زمانی دور یا نزدیک بعد از اتمامِ این نوشته خودم بر اثر کرونا به سرنوشتِ نامعلومی مبتلا شوم هیچ نقشی در ردِ حتی غیرآماریِ -یعنی کمتر موثقِ- درستیِ این ادعا ندارد که کرونا، اگر نوسترآداموسوار در طالعِ اسکرینشاتِ دربردارندهي نسلِ ما از حرکتِ ط
روزِ هشتم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
چندوقتی میشود که عادتِ سرِ صبحیخواندنِ سرخطِ روزنامهها و سایتهای خبری را ترک کردهام و حالا هم مدتیست که کلاً عادتِ خواندنِ خبرهای ایران را از سرم انداختهام. بخوانم که چه بشود؟ ما از آن آدمهایی هستیم که بهراحتی از گوشهی بامی نمیپریم، اما
مِهردادِ رهسپار!
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
دو روزِ پیش که داشتم برنامههای اضافهی موبایلم را پاک میکردم، چشمم به تقویمِ شمسیِ قدیمی افتاد. بعد از مدتها روی آن کلیک کردم. نوشته بود بیست و سومِ شهریورماه است. در بخش مناسبتهایش هم نوشته بود: «مناسبت یا رویدادی برای این روز یافت نشد». چه تقو
آزادهخانم ...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
تمام شد! آخرین دانشجوی باقیماندهام از ایران امروز دفاع کرد و آخرین حلقهی ارتباطیام با آن تاریکخانه هم قطع شد. پارسال، ساعتِ یازدهِ شبِ بیست و چهارمِ شهریورماهش، که دوازده تا رفت و برگشت از دفترِ کارم تا پارکینگ طول کشید تا همهی وسایلم را از منج
طُرقه
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
من خیلی از اوقات، که تعدادشان هم تابعی صعودی از زمان شده است، در دو موقعیتِ غائی حتی کلمهای هم نمیتوانم دربارهی "خودِ" آن موقعیت بنویسم: شادی و غمی که به حدِ اعلایش رسیده باشد! یعنی اگر بازهی صفر تا ده به مرکزیتِ پنجی را در نظر بگیریم که هر چه ا
لُجِّهی غم؛ چَکادِ شوق
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
فراوانی قحطی میآورَد، گاهی. آدم طلا را در یک اتاقِ خالی بهتر پیدا میکند تا در یک کاهدانِ زرد. نمیدانم اگر انگیزهی تقویتِ زبانهای دانمارکی و انگلیسی یا این ساختمانهای کتابخانههای افسانهایِ این شهر نبودند که وادارم به خواندنِ کتابهای غیرفارسی
هجرتِ کُبری*!
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
این کولهپُشتی را - که نمیبینید - نُه سالِ پیش در همان هفتهی اولِ مهاجرتِ صُغری از اولین مغازهی کیففروشیِ سرِ راهم در شهرِ جدیدم گرفتم، چون کولهپُشتیِ مثلا" آدیداسِ اصلی که هفتهی آخرِ قبل از سفر خریده بودم، مثلِ اکثرِ چیزهای دیگرِ وطنِ سابق، ق
سازِ نو
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
از وقتی که با دوستِ دانمارکیام تمرینهای هفتگیِ همنوازیهای سهتار و گیتار را شروع کردهایم و هر دو، برای درکِ فضای موسیقیاییِ سازِ آن یکی، مجبور شدهایم به دنیای موسیقیاییِ دیگری سَرَک بکشیم، هر قطعهی موسیقیِ هزاربارپِلیشدهی این سالها برایم مع
شهرِ ساحلی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
برای فاطمهام؛ همان الهامِ آلِ حسینیِ مَردُم! ... خانهی من با دریا کمتر از نیمساعت فاصله دارد. روبهروی دریا هم یک پارکِ شِبهِجنگلی است که تا حالا سهبار در آن گم شدهام. گمشدن تقصیرِ خودِ آدم است. هیچ نیرویی بیرون از آدمی نمیتواند مجبورش کن
رضوان
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 16:34
عروسیِ عموی رضوان بود. نزدیکیهای عید. بیستویکسالِ پیش. همینروزها. رضوان ناخنهایش را بلند کرده بود تا برای عروسی لاک بزند. یادت هست که بلندکردنِ ناخنها در مدرسههای آن سالها چه جرمِ بزرگی بود؟ آنقدر که از ترسِ سایهی خیالیِ ناظم و آن مقنعهی
سهنقطهنامه!...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
از خلال مناجاتنامهی ایامِ ترکِ عادتِ شانزده سالهی سهنقطهگذاری... ای خدای علائم سجاوندی، به من بیاموز که پایان جملهها به جای سهنقطه فقط یک نقطه میگذارند و مرا از شَرَرِ سوزانِ سهنقطهها برهان تا دیگر شاعرُ فیلسوفُ عاشقم نخوانند! به من بیاموز که قضیههای ریاضی ثابتشدهترین جملهها هستند و سهنقطهگذاشتن در ...
المُثنی...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
به لطف کاغذبازیهای سفارت ایران در دانمارک برای صدور مجوز حمل دو گواهینامه (تعمداً از واژهی حمل استفاده میکنم چون گویا گواهینامه از سلاح خطرناکتر است که نمیشود برخلاف اسلحه دو تا دو تا داشت!)، عطایش را به لقایش بخشیدم و بعد از تحویل گواهینامهی ایرانیام به شهرداری، در ایران درخواست صدور المثنی کردم. د...
کُما...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
هشت سال پیش، وقتی با میزان بینایی "دو" از ده طبق معمول با قدمهایی محکم و سریع، بدون عینک، وارد اتاق چشمپزشکم شدم، با تعجب گفت که تو یا از هوشت برای جهتیابی استفاده میکنی یا هر بار فکر میکنم معجزه شده و دوباره «دَهدَهُم» شدهای! حق داشت؛ باورش نمیشد آدم بتواند با ندیدن روی پای خودش راه برود و به مقصد ...
پلههای طرب...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:35
نه که پلهپله باید رفت، که چه رسیدنها که میسر نشود جز به پریدن؛ بلکه، تا پر گرفتن، به پله چون که رسید، باید که ایستاد و بساط زندگی گشود و حادثهای ز شعف آفرید... عکس از فرزانه صفویمنش، پراگ، جوئن ۲۰۱۲